تبليغاتX
"گلستان شاهد"
"گلستان شاهد"
یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
@@ شهیدان @@ !! ...  
سلام

در سالروز آغاز جنگ تحمیلی و هفته دفاع مقدس به یاد همه رزمندگان و ایثارگران و  شهدای والا مقام انقلاب اسلامی شعر شهیدان را تقدیم به ارواح طیبه آن مرغان سبک بال  آسمانی می کنم و  هنوز هم بعد از گذشت سالها غم فراغ آن گلهای سرسبد باغ بهشت چشم انتظارلحظه وصال ! و بوئیدن گل وجودشان هستم و  ملتمس دعای آنان که دعای آنان یقینا" مقبول درگاه الهی و مستجاب است ... ای شهیدان التماس دعااااااااااااااااااا

 شهیدان

مرغ دل بار دگر شورش نمود ... باز هم بال و پر خود را گشود !
بار دیگر بی قراری میکند ... اشک را از دیده جاری میکند !
مرغ دل اندر بهانه گشته است ... فکر ترک آشیانه گشته است !
 دم به دم خود را زند بر این قفس ... گوئیا افناده دیگر از نفس !
تا قفس را نشکند این شورشی ... جان نگیرد لحظه ای آرامشی !
صبر مرغ دل به پایان آمده ... چون به یادش یاد یاران آمده !

یاد آن یاران که یار حق شدند ... پر کشیدند و به حق  ملحق شدند !

یاد ان یاران که بودند شیر روز ... زاهدان شب همه در آه و سوز  !
یاد آن یاران که هر جا بین خط ... زیر آتش میزدند پل روی شط !
میزدند بر روی شطها گر چه پل ... جسم آنها شد ز ترکش غرق گل !

 صحبت از گل گشت و بلبل حاضر است ... پیکری افتاده بر بلدوزر است !!

ساعتی پیش این بدن با شور و حال ... میخروشید بهر حق بی قیل و قال !!!

کی رود از این دل پر سوز و درد ... یاد آن مردان میدان نبرد !
آن جوانان سراپا غرق نور ... جان به کفهایی که با عشق و سرور !
در دل شب جانب عرش برین ... میگشودند معبر از میدان مین !!

زیر آن رگبار و آتشها و دود ... روی گلها پر ز شبنم گشته بود !
میزدند معبر در آن غوغا همه ... ذکرشان : یا فاطمه یا فاطمه .س. !!
سبقت از هم میگرفتند عاشقان ... میگشودند ره ولی با جسم و جان !

چون که می دیدند مسیری بسته است ... دشمن آنجا در کمین بنشسته است !
پرچم عشق و شرف افراختند ... روی مینها جسم خود انداختند !!
شاهد این مدعا خورشید بود ... چون سحرگه بر دمید آن صبح زود !

زیر انوار طلائیش بدید ... خون ز عضو هر شهیدی میچکید !
یک طرف  دستی و آن سو یک سری ... آن طرف پایی جدا از پیکری !
یک طرف پاشیده جسمی نا شناس... دشت پر گردیده بود از بوی یاس !

آری این مرغان که بشکستند قفس ... همه از "گردان تخریبند "و بس !
جمله با ساقی خود هم عهدی اند ... خط شکنهای سپاه مهدی اند .ع.

آری اینان با خمینی ره . هم رهند ... از برای خامنه ای سر نهند !
جان فدا بهر ولایت میکنند ... از حریم " حقحمایت میکنند !!

( شاهدا ) راه ولا راه خدا ست ... هر که پیماید رهی جز این خطاست !!

شنبه پنجم شهریور 1390
@@ ظرف دل @ !!! ...  
سلام

طاعات و عبادات شما قبول  باشه بی مقدمه عرض میکنم که همیشه این سوال مطرح بوده که چرا فردای ماه مبارک رمضان ! یا سفرهای زیارتی و شرکت در جلسات مذهبی و .... باز هم رفتارهای بیشتر افراد به نقطه صفر اولیه بر میگرده ؟؟؟ و....  به هر حال فکر میکنم بهترین پاسخها ر ا  باید از کلام خدا و سخنان ائمه اطهار شنید  پس لطفا" مطالعه کنید:

چی میشه که فردای ماه رمضون ... شروع میشه باز کارای بدمون ؟!
 انگار نه انگار که تو این سی روزه ... بالصطاح گرفته بودیم روزه !!!
یا چی میشه عاشورا چون میگذره ... دنیا ما رو باز سوی خود میبره ؟!
انگار نه انگار که برای ده روز ... حسین حسین .ع. گفتیم به ناله و سوز !!
یا وقتی بر میگردیم از حرمها ... صحن امام رضا .ع. و یا کربلا  
  انگار  نه انگار تو گلستان  بودیم ... ائمه .ع.  را لحظه ای مهمان بودیم !!
راستی چرا اینجوریه حال ما ... ترش و شیرینه چرا احوال ما ؟!
ای که میخوای بدونی از حقا یق.. جواب توست پیش امام صادق .ع.
فرمود که این قلبی که تو سینه است ... پاک است و صاف مانند آئینه است !
گناه شبیه لکه ای میمونه ... که روی قلب اگر نشست میمونه !
وقتی گناه بیشتر و بیشتر میشه ... لکه سیاه بیشتر و بیشتر میشه !!
تا جایی که آئینه قلب تو ... سیاه میشه سیاه تر از شب تو !!
گناه جای غم و فراخ میکنه ... ظرف دل و سوراخ سوراخ میکنه !!
ماه رمضون یا محرم عشق ... یا تو حرم که میشی همدم عشق !
اینهاذ همه فیضند و مثل آبند .... مردم به سوی اونها میشتابند !
چند روزی از آب حیات مینوشند ... ظرف دل و سپس بیرون میکشند !
یعنی که بیرون میان از محرم ... یا ماه رمضون یا که از تو حرم !!
ظرف دلی که سوراخش ناچیزه ... آهسته و کم آب ازش میریزه !!!
صاحب این دلها خوش است حالشون ... دیرتر پریشون میشه احوالشون !!
اونهم تا  میره که  پریشون بشن ... باز وارد ماه رمضون میشن !!!
به وعده عفو الهی خوشند ... با توبه خود را سوی او میکشند !!
اما اونا که دلشون سیاه است ... پر از سوراخ ظرفشون از گناه است !!!
تا ظرفو بیرون میکشند به حالی ... زود میشه از فیض الهی خالی !!!
گناه دلیل حال و بی حالیه ... دوری از آن علت خوشحالیه !!!

 ( شاهدا ) ظرف دل اگر پاک باشه ... پر نور تر انوار افلاک باشه !!!

 

یکشنبه نوزدهم تیر 1390
@@ فلسفه روزه @@ !!! ...  
سلام

باز هم ضروری تشخیص دادم که یکی از پستهای گذشته خودم بنام ( فلسفه روزه ) ! را   از جهت : مطالعه مخاطبین جدید و یاد آوری برای مخاطبین قدیمی تقدیم حضورتون کنم :

معمولا"  چند روز مونده به ماه مبارک رمضان این جمله تکراری را زیاد می شنویم  :  امسال بوی ماه رمضون نمیاد !! یا عده ای دیگه بر عکس نظر میدن که : از همین الان داره بوی ماه رمضون میاد !! این بوی ماه رمضون چه جور بویی  میتونه باشه ؟؟! که یک عده اونو استشمام میکنند و یک عده نمی تونند اسشمام کنند ؟؟!! یکی از دوستان   طناز و بذله گو میگفت : بوی ماه رمضون یعنی بوی زعفران و گلاب  شله زرد ! و فرینی ! و زولبیا بامیه ! و چلوکباب کوبیده و قورمه سبزی و...... اما سوای از شوخی !! این اختلال ! در استشمام بوی ماه مبارک رمضان ! مربوط به این بینی ظاهری رو صورت ماست ؟؟!! یا مربوط به استشمام کننده درونی !  که منشا آن دل و سیرت ماست  ؟؟!! راستی ! چرا این سفره های  بی تکلف و ساده افطاری که  همراه با چای و خرما و نان و پنیر و سبزی  و ریحان خوشبو  و بعنوان مکمل ! همراه با طعامی گرم  که  در حد توان قشر متوسط جامعه می باشد ! بر  ذائقه مادی و معنوی اثر گذارتر  است و بقولی بیشتر مزه میده  ؟؟! تا سفر های رنگارنگ و اطعمه  گران قیمت و ...... که البته اینگونه سفره های افطاری هم اثر گذاره ! اما بر قلب و دل آنها که  :در طول هفته ! و یا ماه ! و یا شاید چندین ماه !! رنگ گوشت و برنج دانه بلند !! و انواع اطعمه و اشربه را در میان سفره  خود نمی بینند !! و به بوی انواع طعامهای خوشبو که از منازل همسایه ها هر روز  هر شب استشمام میکنند خوشند !! که وصف العیش ! نصف العیش !! و البته !! سیمای محترم هم با پخش انواع تیزرهای تبلیغاتی خوراکی ها و تنقلات ترش و شیرین و.......  و همینطور برنامه های جذاب آشپزی که انواع غذاهای خوشمزه کبابی و سرخ شده و سوخاری و اسپاگتی های مختلف و انواع پنیرهای پیتزا و.........  را با آخرین متد ها و روشهای روز سر آشپزهای رستورانهای اروپایی و..    !! آموزش میدهند !  مطمئنا" سهم بزرگی در این خوشی ! و حال و هوای رویایی دارند ! در عین حال ! فر ارسیدن ماه مبارک رمضان را به شما و  همه خوبان خدا تبریک عرض می کنم و شعر (( فلسفه روزه  را تقدیم حضورتون میکنم )) :

ماه رمضون نشده مریضه !! دور ز آب و نون نشده مریضه !!
دیزی که خورد با فلفل سبز یا سرخ !!یا ساندویچ بندری نگفت اوخ !!
حالا که نزدیک شده ماه روزه !!هی میگه آخ که معده ام می سوزه !!!
خلاصه اومد سحر اولی ...  وجدان صداش زد که چقدر تنبلی
؟!
معده تو یه ساله که می جوشه !! یه ساله که می خوره و می نوشه !!
دستگاه باشه بعد از یه سال میکس میشه !! موتور باشه دوباره سرویس میشه !!
استراحت به جسم خود کاش بدی !! به معده ات کمی راحت باش بدی !!
حرفای وجدان در طرف اثر کرد ... نیت برای روزه اون سحر کرد !!
از خود صبح تلقین نشست رو دوشش !! چه حرفایی که خوند میون گوشش !!
خشکه گلوم !!سفید شده زبونم !! طاقت تا افطار ندارم می دونم !!
این روز اول روز بی حالیه !!جون ندارم چون معده ام خالیه !!
به همکارش گفت: فلانی بی تابم ... یه گوشه ای میرم کمی بخوابم !!
نشونیمو هر کی گرفت بفرما: دنبال کار رفت و از اینجور حرفا !!!
چون کردم اونجا کمی خواب راحت !! میام تو برو برا استراحت !!
تلقین که شد کارش تموم با آقا !! رفت سراغ خانم خونه حالا !!
وای که چه بی حوصله و کسلم !!وای که چه ضعفی افتاده تو دلم !!
اول صبح دلم شده پر آشوب !! کی می تونه صبر بکنه تا غروب ؟!
تا افطاری اگر داریم خیلی کار ...  میرم توی حال و هوای افظار !!
اگر چه صبح و اول آفتابه ...  روی اجاق می ذارم این مای تابه !!
این روغن و این پیاز ریز شده ... این قابلمه سبزی تمیز شده !!
تا چندتا قل بخوره این سبزی آش ... مرغ و بیرون بیارم از سر جاش !!
چلوی مرغ بی زعفرون نمی شه !!با سالاد کاهو خدا چی می شه !!
کمی برنج هم شستشو باید کرد ...  اینهم گلاب ناب برا شله زرد !!
ای وای که پس زول بامیه چی میشه ؟!! گوشت برای این شامیه چی میشه ؟!!
نمیدونم هل برا چی شدم من !! تلفن و پس برا چی گذاشتن ؟!!
باید بگیرم شماره به فوری  ... الو ! سلام حالت خوبه چطوری ؟!!
عصری سر راهت برو مغازه ... دو کیلو گوشت بگیر که باشه تازه !!
نون که خریدی هر کجا ایستادی ... ببین کجاست مغازه قنادی !!
تا که نرسیده زمان افطار ... زول بامیه بگیر به خونه بیار !!
الو ! چی ؟  نشنیدم بگو دوباره !! دو ساعت و نیم دیگه افطاره ؟!!
یه بار دیگه بگو تا من بدونم ... یعنی " من از صبح توی آشپز خونم " ؟!!
گوشی رو انداخت و نشست به زانو ... نغمه ای آمد به در گوش او :
(( تو پخت و پز و به یاد قنادی ... یک روز پر بها رو از دست دادی )) !!
(( ماه رمضون ماه خورد و خواب نیست !!! رستوران مرغ و چلو کباب نیست )) !!
(( فلسفه ماه رمضون چیه ؟!! صبر و تحمل یک کلام تزکیه )) !!
یه صبح تا شب نخور مگه چی میشه ؟!! (( تا ببینی گرسنه چی می کشه )) !!
(( سفره افظاری و رنگین نکن !! خون به دل فقیر و مسکین نکن )) !!
(( حقیقت روزه بخور بخور نیست !!! مومن اگر باشی شکمت پر نیست )) !!
این ماه قرآنه آهای مسلمون !!! یه بار شده بیا و قرآن بخون !!
این ماه صبره رو گناه پا بزار ... بیا توی دامن پرودگار !!
(( مومن شب قدر و هدر نمیده ... بدون درخت خشک ثمر نمیده )) !!
ماه رمضون مبارک بر آن شخص ... " که داره یک برنامه مشخص " !!
(( بندگی و روزه داری عبادت ... تفکر و مردم داری سعادت )) !!
( شاهد ) به این برنامه ها عمل کن ... زندگی رو شیرین تر از عسل کن !!

التماس دعااااااااااااااااا

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390
@@ مرد @@ !! ...  
سلام

ضمن عرض تبریک  ایام میلاد با سعادت مولود کعبه  مولا امیر المومنین علی (ع)  که  در صدق و صفا و زهد و تقوا و ایمان و عمل ! و  مردی و مردانگی !! و   ..... یگانه بودند  ضروری دیدم که مجددا" امسال هم  شعر :  مرد  را که !!  مطلبی قابل تفکر !!  تامل !! و تدبر !! میباشد را  تقدیم به همه  عزیزان !  و خصوصا"  (( مردان )) !! دل داده و محب آن حضرت مینمایم ! 

مرد یعنی رهبر دلها علی (ع) ... مرد یعنی همسر زهرا (س) علی (ع) !
مرد یعنی بنده خوب خدا ... مرد یعنی عبد محبوب خدا !
مرد یعنی رو سفید و سرفراز ... صبح و ظهر و شام مشغول نماز !
مرد یعنی قامتی افراشته ... سر به خاک بندگی بگذاشته !
مرد یعنی آشنای آسمان !!! در دل شب صاحب اشگی روان !
مرد یعنی " مردی و مردانگی " !!! پیش هر افتاده ای  افتادگی !!
مرد یعنی آنکه دور از قیل و قال ... میرود اندر پی نان حلال !!
مرد یعنی دائما" در جنب و جوش ... بار غیرت را گرفته روی دوش !!
مرد یعنی " آبشار زندگی " !!! در تلاطم  " اقتدار زندگی " !!
مرد یعنی یک نسیم خوش و خوب ... چون به خانه باز میگردد غروب !!
مرد یعنی بوی عشق و بوی نان... شاد از دیدار رویش کودکان !!
مرد یعنی سایبان یاس خویش !!! در برش بگرفته با احساس خویش !!
مرد یعنی نرده و پرچین یاس !!! خاطرات و لحظه شیرین یاس !!
مرد یعنی مست یاس و بوی او !!! چشم یاس بعد از خداوند سوی او !!
مرد یعنی یاس از او افراخته  .. سر به روی دوش او انداخته !!
مرد یعنی آنکه یاسش دلخوش است !!! یاس او محبوب ولی عاشق کش است !!!
مرد یعنی آنکه دارد یاس ناز !!! رو سفید مانند یک چادر نماز !!
مرد یعنی آنکه تا اینگونه بود ... (( یاس او هرگز نشد رویش کبود )) !!!!
مرد یعنی یاس و یاس معنای مرد !!! مرد باغ و یاس در او جلوه کرد !!!
مرد یعنی ( شاهدا) حمد و سپاس .... مرد یعنی همدم و  محبوب یاس !!
  

چهارشنبه یازدهم خرداد 1390
@@ عشق دروغین @@ !!! ...  
سلام 

با توجه به کامنتهای بسیار زیاد  خصوصی درسالهای گذشته و خصوصا" چند ماه اخیر ! در رابطه با ابراز علاقه و تمایلات دختران و پسران در سنین خاص نوجوانی و جوانی و.... متاسفانه اتفاقات معمولا" ناخوشایندی که مابین این روابط بوقوع پیوسته ! و ....  در عین حالی که اگر عمری باقی بود باز هم مشروحا" در کامنتهای خصوصی در خدمت مخاطبین محترم خواهم بود اما  لازم دیدم که بعنوان مکمل عرایضم  این مطلب اجتماعی  در  قالب شعر را که عشق دروغین   نام دارد  تقدیم حضور مخاطبین آینده نگر نمایم !!

اینکه میسوزی برایش بیخودی ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه بیهوده گرفتارش شدی ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه با خواب و خیالش سرخوشی !
اینکه خود را از برایش می کشی ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه میخواند برایت شعر نو !
اینکه که گوید قلب من از آن تو ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه با لبخندی افسونت نمود !
اینکه آغوش گنه بهرت گشود ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه در نزدت کرشمه میکند !
اینکه شهوت را تشنه میکند
... عشق نیست این غفلت است !
اینکه از پا تا سرش شعله ور است !
اینکه شیطان  بر دلش حمله ور است
... عشق نیست این غفلت است !
اینکه مغروق است به دریای هوس !
اینکه ریزد آبرو پای هوس
... عشق نیست این غفلت است !
اینکه سودا میکند اندام خویش !
اینکه میخواهد رسد بر کام خویش
... عشق نیست این غفلت است !
اینکه احساسش ندارد رنگ نور !
اینکه چشم و دیده اش را کرده کور
... عشق نیست این غفلت است !
اینکه بر رویش نهادی اسم  عشق !
اینکه میگوید همین است
رسم عشق ... عشق نیست این غفلت است !
اینکه ( شاهد ) موجب رسوایی است !
اینکه محشر موجب تنهایی است ...
عشق نیست این غفلت است  !!!

سه شنبه سی ام فروردین 1390
@@ پیام زهرا .س. @@ !!! ...  
سلام

شعر پیام زهرا .س. ماحصل جلسات حضوری متعدد !  در خدمت دانشجویان دختر دانشگاهای ..... و دختر خانمهای مقاطع راهنمایی و دبیرستانی و....جلسات مختلف مذهبی و ... کامنتها و نامه ها و.. میباشد که  به فکرم رسید  این ایام فاطمیه .س. شاید  بهترین زمان برای ارائه و مطالعه مجدد و تعمق بیشتر  در آن میباشد .  از همه شما خوبان !  در این روزهای خاص ! التماس دعا دارم . خوشبخت و سعادتمند باشید

 

فاطمه ام .س. دختر پیغمبرم سلام من به تو عزیز خواهرم !
من میشناسم تو رو که با احساسی ... تو چی عزیز؟!  تو هم منو می شناسی ؟!
حتما" منو میشناسی ای خواهرم ... می دونی که چقدر تو رو دوست دارم !!
دوست دارم چون پاکی و جوونی دوست دارم چون اهل آسمونی !!
چون که جوونی آسمونی هستی ... ای خواهرم توی دلم نشستی !!
هر جوونی اگر چه بختی داره ... من میدونم جوونی سختی داره !!!
من میدونم با عشق و با توکل ... چه سختی ها که می کنی تحمل !!!
من می دونم چی میگذره تو دلت ... با خبرم از غم و از مشکلت !!!
وقتی یکی دو شخص بی اراده ... می رنجونن تو رو با صد افاده !!!
اون لحظه ای که میشوی تمسخر !!! میگن که خیلی املی با چادر !!!
بذار کنار اون روسری و مانتو !!! بریز بیرون یه خورده از مو هاتو !!!
تو این زمان و دوره تجدد ... باید بری فقط بدنبال مد !!!
مد لباس و بگیر از فرانسه !!! چادر و مانتو هر دو بی کلاسه !!!
اون لحظه که تو رو ز خود میرونن ... با حرفاشون دلتو میسوزونن !!!
اون لحظه دوست داری که با من باشی  ... مثل یه گل وقت شکفتن باشی !!
میخوای تو قلبت منو مونس کنی  ... وقت هجوم غم منو حس کنی !!!
من میدونم چی میگذره تو دلت ... با خبرم از غم و از مشکلت !!!
دوست داری با عفت و محجوب باشی ... عزیز باشی ! خانم باشی !  خوب باشی !!
اهل نمازی و نماز یه گنجه ...  دوست نداری خدا ازت برنجه !!
اما تا میری بگیری وضو رو .... میشنوی نیش حرف این و اونو !!
میگن نگاش کنید تو عصر اتم ... اینجا رو اشتباه گرفته با قم !!!
تو دوره کامییوتر و موبایل ... وضو چیه نماز چیه بی خیال !!!
الان میشه سفر توی فضا کرد ... با مهر و تسبح چی میشه هوا کرد ؟!!
بی خبر از ماورای طبیعت !!!   با چشم بسته به روی حقیقت !!!
هر چی میخوان میگن به تو و دینت !!! من به فدای اون دل غمینت !!!
اون لحظه که تو رو ز خود میرونن ... با حرفاشون دلتو میسوزونن !!!
اون لحظه دوست داری که با من باشی ... مثل یه گل وقت شکفتن باشی !!
میخوای تو قلبت منو مونس کنی ... وقت هجوم غم منو حس کنی !!!
من میدونم چی میگذره تو دلت ... با خبرم از غم و از مشکلت !!
گاهی اوقات تنگ میشه دست و بالت  اون لحظه من خبر دارم ز حالت !!
به مدرسه یا که دانشگاه میری ... تا اونجا گاهی پیاده راه میری !!

با هر قدم که بر ر میداری از جا ... بیشتر فرو میری به فکر فردا !!!
هی میگی زندگی من چی میشه ؟!!! آخر بندگی من چی میشه ؟!!
آینده من سفیده یا سیاه !!! مومنه همسرم یا اهل گناه ؟!!
اون لحظه که اشگت میاد رو گونه ... این غصه ها جونتو می سوزنه !!
اون لحظه دوست داری که با من باشی ... مثل یه گل وقت شکفتن باشی !!
می خوای تو قلبت منو مونس کنی ... وقت هجوم غم منو حس کنی !!
هر جوونی اگر چه بختی داره ... من میدونم جوونی سختی داره !!!
اگر چه سخته اما با تحمل !!! اگر کنی تو بر خدا توکل !!!
 تا که میگی یا فاطمه یا زهرا .س. .... بدون که من پیش توام همون جا !!!
من همه جا همیشه با تو هستم !!! تو دستای تو هست همیشه دستم !!!
(شاهد ) به این بهانه نوکری کرد ... فاطمه .س. هم الحق مادری کرد !!!

 

 

سه شنبه نهم فروردین 1390
@@ روز از نو روزی از نو @ !!! ...  
سلام

بهار ۸۸ ( روز از نو روزی از نو ) را تقدیم کردم  و امسال یعنی بهار ۹۰ هم آن را تقدیم به همه مخاطبان قدیمی و جدید میکنم :

آهاااای مجردا !!  آهاااای اونهایی که تازه متاهل شدید  الهی که زندگیتون  مثل همین روزهای اول بهار  سرشار از لطافت و طراوت و صفا و صمیمیت باشه ( اما ) !! برای متجلی شدن این شاخصه های خوشبختی در زندگی  حتما" لازمه که یک شرط  رعایت بشه ! و اون شرط اینه که : در طول زندگی !  ضمن آنکه به مناسبتها و سنتهای ( ملی و مذهبی ) ! اهمیت میدهید ! باید با نگاهی عمیق ! و دقیق ! و با مطالعه و تدبر و مشورت با اهل فن و... از نکات مثبت  و ریشه دار و اصیل ! نهایت بهره و استفاده را ببرید و آنها را  عملا" ! در تمامی مقاطع زندگی خود جاری و ساری  و کاربردی کنید ! و معاقبا" !! با همان دقت و ژرفنگری و... ! از نکات منفی و خرافی و ... که معمولا ریشه در سطحی گرایی ! و  فقز علمی ! و عوام زدگی و احساسات کاذب ! دارد پرهیز کنید ! ( کار غلط غلطه ) !! با هر اسمی و هر عنوانی و  با هر " رنگ و لعابی" !! 

 سنتهای ملی ! و آئین های مذهبی! دو رکن مهم در شکل گیری بینش و تفکر ! و کنش ! و واکنشهای  فرهنگی و اعتقادی ماست !! و هر چه این چشمه زلالتر ! و شفافتر باشد ! گواراتر ! و موجب نشاط روح و جان انسانهای اندیشمند و خردمنمد و آینده نگر است  البته میدونم که این مبحث ! جای حرف و نظر و مباحثه بسیار دارد ! اما دلم می خواست( فعلا" با همین مختصر اشاره ! برای اهل ذکاوت و دقت و نظر ) !! در این اول سال و بهار زیبا ! و  با یادآوری و تذکر به این نکات سرنوشت ساز ! و همچنین تقدیم پیامی اجتماعی در قالب شعر ! با عنون :" روز از نو روزی از نو " !!   هدیه ای معنوی و ناقابل ! تقدیم حضور تمام عزیزانی کنم که در شرف ازدواج و یا در ابتدای مسیر پر پیچ و خم ! زندگی هستند و از صمیم دل برای همه آنها و همه عروس داماد های کمی تا قسمتی قدیمی ! آرزوی سلامت و سعادت و خوشبختی و عاقبت بخیری می نمایم

 وقتیکه سال عوض میشددلم سوخت! دلم برای کشت و حاصلم سوخت!

هر کسی از حاصل خود راضی بود ... اما کلاه من پیشم قاضی بود !

برای خرمنی که انباشته ام ... چه "حق هایی" زیر پا بگذاشته ام !!

"حق خدا " که حق برترین بود ... نکردمش ادا که حق دین بود !

تو ده تا جمله ام دوتاش قسم بود !! وقتی ز دل نبود دروغ به هم بود !!

" وقتی خدای من خدای واهیست" !! حاصل من خرمنی از "سیاهیست" !

وقتی که سال عوض می شد حالی بود ... زمان عید و وقت خوشحالی بود !

جلوی چشم هر کسی گل یاس ... اما جلوی چشم من " حق الناس " !!!

"حقوق همسایه و حق همکار" ... به زیر پا گذاشته ام چه بسیار !!!

"سفره هفت سین و دو شمع روشن" .... گویا که می گفتند دو تایی به من :

"هر دوی ما به عشق هم روشنیم" ... نور وجود خود به هم افکنیم !

اگر چه عمر ما کم است و کوتاه ... یک لحظه بر نداریم از هم نگاه !!

"تو شعله ها گرچه رسد مرگ ما !! آب میشه کم کم این دل تنگ ما !

"ولی به پای حق هم می ایستیم " !! گر چه سحر که میشه دیگه نیستیم !!

"قصه این دو شمع فوق العاده " ... بیادم آورد " حق خانواده " !!!

حقی بزرگ بنام زیبای "عشق" !! که تا به حال نریختمش پای " عشق " !!

با صلوات که شوری در دل افکند ... خبر رسید عید است و و قت لبخند !!

بانگ صلوات چون " ز جان بلند شد" ... " وجدانم از خواب گران بلند شد " !!!

"رفتم کنار همسرم نشستم " .... " بت غرور را در خودم شکستم " !!!

گفتمش عید آمد و و قت مستی !! " بهار من از این به بعد تو هستی " !!!

از این به بعد همیشه در سپاسم ... " فصلی بجز بهار نمی شناسم " !!!

مرغ دل و پر ز قفس میدهم ... " حقوق دیگران و پس می دهم" !!!

" از این به بعد می خوام بشم بهاری " ... " با هم باشیم مثل دو تا قتاری" !!

"مثل همین دو شمع عاشق باشیم" ..." کنار هم همیشه عاشق باشیم" !!

چون عمر شمع است عمر کوتاه ما ..." الهی حق همیشه همراه ما" !

" روز از نو روزی از نو با یاد حق" ... به امید کمک و امداد حق !!

( شاهدا) سال کهنه رفت و عید شد " نوبت امتحانات جدید شد "    

 

دوشنبه نهم اسفند 1389
@@ رسم و رسوم @@ !! ...  
سلام

یا مقلب القلوب و الابصار  یا مدبر الیل و النهار  یا محول الحول و الاحوال  حول حالنا الی احسن الحال  برحمتک یا ارحم الراحمین

در این روزهای آخر سال ! بهتر دیدم که یکی از ( پیامهای اجتماعی در قالب شعرم بنام : " رسم و رسوم "  را که  دو سال قبل در دو پست مجزا تقدیم کرده بودم ! امسال  در قالب یک پست کامل مجددا" تقدیم دوستان خصوصا" مخاطبین جدید بنامیم ! و این مطالب شعرگونه ! مروبوط به حال و هوای روزهای آخر سال میباشد  که از شب یلدا ! و چهارشنبه سوری !! و  نظافت و خونه تکونی عید !! و همینطور سنتهای عید نوروز !! و .... میگه و.... دیگه پر حرفی نمی کنم !  و  پیشا پیش عید نوروز را هم تبریک عرض می کنم  و فرمایش علی .ع. را به خودم و همه یاد آوری میکنم که : آن روز که معصیت نکنید عید شماست !!  یا علی .ع.  مرا دریاب  

 یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم ... این سنتا رو همه دوست می داشتیم

زمستونی بود و شب یلدایی ... یه کرسی بود و دور اون غوغایی !

هندودنه و شیرینی و آجیلی ... انار سرخ مزه می داد خیلی !

گاهی به حافظ میزدن تفعل ... تمام خونه می گرفت بوی گل !

پدر بزرگ خاطره تعریف می کرد ... مادر بزرگ خنده می کرد کیف می کرد !

بچه ها مشغول تناول بودن ... آفت آجیل بودن و هل بودن !

صمیمیت توی چشا موج می زد ... مرغک دل پربه سوی اوج می زد !

آخر شب عازم بودن به خونه ... در زیر اون برفای دونه دونه !

یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم ... این سنتا رو همه دوست می داشتیم

چارشنبه سوری یادته چه جور بود ؟! حقیقتا" یه جشن و یه سرور بود !

بوته فروش از وسط بیابون ... بوته می آورد کنار خیابون !

بدو بیا  آی بوته بوته بوته !!! بدو ! که شد بوته تموم سه سوته !!

صبح۲ریال عصر۱قرون!!می فروخت..بعدازغروب وقتیکه اونهامیسوخت !

سالی یه بار این وروجک پسرها   می کشیدند چادر به روی سرها !

قاشق زنا تو هر کوچه " ول " بودند !!! پشت در خونه و منزل بودن !

خنده نگو قهقه غوغا می کرداون شب و این خنده ها زیبا می کرد !

 چارشنبه سوری سنتی قشنگ بود... نه جای نارنجک و جای جنگ بود !!

"ترقه ای نبود و رنج دلی که بشنوی نفرین ز هر منزلی

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم " !!! این سنتا رو همه دوست می داشتیم !!!

 نیمه اسفند که خودت میدونی ... یعنی نظافت و خونه تکونی !!

عید میومد و وقت خوشحالی بود ... دیگه زمان شستن قالی بود

به همراه گرد و غبار منزل ... شسته می شد کدورتا هم ازدل !!

نه مثل حالا  که دکور میزنند...هی به سرهمدیگه"غر" ! میزنند

رونق تو خونه هست ولی صفانیست!صفاکه نیست دیگه نورخدانیست

رسمی که چون شمعی نداشت تکلف !!! " تجملات" به شعله اش کرده پف !!

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم" !!! این سنتا رو همه دوست می داشتیم !!!

بوی بهار میاد و " بوی نوروز " ... مرغک دل پر زده سوی نوروز !

سفره هفت سینی و قرآنی بود ... " خدا خدا ذکر هر ایرانی بود " !!

لحظه سال تحویل چه ساعاتی بود !!! " همراه بوسه ها صلواتی بود " !!

" پدر"  که لبخندش و ابراز می کرد ... زود لای اون قرآنش و باز می کرد !!

می گفت:حالا که قرآن و بوسیدی... این اسکناس وبگیراز من عیدی

"این عیدی بود موجب بالندگی " .... " آموزش دین بود و هم زندگی " !!!

لباس عید لازم نبود نو باشه !!!  هر کفشی نو باشه و " شبروو " باشه !!

" اما اطوی لباسا عالی بود .... مهمونیا محل خوشحالی بود

" هر دید و بازدید از صمیم قلب بود " !! " حرفای زیبا و قشنگ  به لب بود " !!

اما حالا نگاه کنید به" نوروز " !!!!  نگاه کنید به این عید دل افروز !!!

" این عید زیبا رو خراب کرده ایم " !!! بس اون و تو رنگ و لعاب کرده ایم " !!!

عیدی هزارمیدیم هزارمی گیریمبدیم! ندن!دق می کنیم می میریم

صله رحم" بوی پلو " گرفته !!! رفت و آمد بوی چلو گرفته !!!

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم !!! این سنتا رو همه دوست میداشتیم !!!

(شاهدا) رسمی اگه منحرف شد!!! چی میشه گفت جز آنکه" آه ! چه حیف شد "!!

جمعه پانزدهم بهمن 1389
@@ گوهر احساس @@ !!! ...  
 

 سلام

........   گوهر احساس   ...........

ای خانم محترم عرض سلام ... اجازه می خوام بگویم چند کلام !
کلامی که از سر صدق و صفاست ... شاهد این مدعا خود خداست !
خواهرم دارم برایت مطلبی ... ای که در وصف تو فرموده نبی (ص) :
با خبر باشید که زن ریحانه است ... زن همانند گلی  در خانه است !
ای که از احمد (ص) سفارش گشته ای ... در وفاداری ستایش گشته ای !
بی تملق عرض کنم این نکته رو : که تو از امثال من هستی جلو !!
اما به شرطی که از نوجوو نی ... قدر گوهر خودت رو بدونی !!
گوهر شما که خیلی با صفاست ... همون ( احساس و دل نرم شماست ) !
به همین دلیله که وقت دعا  ... خیلی زود جاری میشه اشگ شما !
ولی سخته برای امثال ما ... تا به اوج برسه حس و حال ما !
ما که می گم یعنی ما ( مردا ) باید ... بکوشیم تا احساسی بشیم شاید !!
اما قربون خدای مهربون ... که به زن این گوهر و داده آسون !
گوهری که اگه قدرش بدونی ... میش اونوقت یه زن آسمونی !!
گوهری که اگه پاسش بداری ... میون عرش خدا  پا میزاری !!
خواهرم وقتی به احساس میرسی ... تو باغی پر از گل یاس میرسی !
وقتی مرغ روح تو پر می کشه ... اون با لا ها می ره و سر می کشه !
حیفه که دوباره برگردی پایین ... دزد و رهزن  زیاده روی زمین
آسمونا برای تو بهتره ... اینجا رهزن  از کفت در میبره !!
مبادا گوهرتو یغما برند ... دوباره تو رو سوی دنیا برند !!
مبادا با هر کی همنفس بشی ... حیفه که دوباره تو قفس بشی !!
دوست تو باید که افلاکی باشه ... مبدا همنشینت خاکی باشی !!
فرقه رنگ و لعاب خطرناکند ... گول نخور که دوستای سینه چاکند !!
مبادا دنبال زرق و برق بری ... مبدا روی دیوار لق بری !!!
گوهرتو  مبادا از دست بدی .. اونو  دست هر چی خود پرست بدی !!
گوهرتو  همه سرنوشتته ... احساست نردبون بهشته !!!
اگه زود گذر نباشه احساست ... اگه از خدا نشه دور حواست  !!
گفتم و بازم میگم آی خانما : جلوئید جلو تر از امثال ما !!

( شاهد ) از خدا کنون هدیه میخواد ..عقل و احساس بعد از اون گریه میخواد !!

 

 

چهارشنبه پنجم آبان 1389
@@ قلب شکسته @@ !!!!! ...  
سلام

 در ادامه مطالب قبلی از مجموعه مسائل تربیتی و خانوادگی شامل  : ( کتاب زندگی و خواستگاری و عروسی و درخت و میوه و عروسک ) آخرین مطلب از این مجموعه را  با عنوان  : ( قلب شکسته ) !! تقدیم مخاطبین نکته سنج و آینده نگر مینمایم ! و امیدوارم هیچگاه دختر و پسر  مجرد امروز ! و خانم و اقای فردا  ! در چنین ورطه ای  ! گرفتار نشوند ! و همیشه  خدا شناس ! و با احساس ! و منطقی ! و معتدل ! زندگی کنند و با تربیت فرزندانی با ایمان و آگاه و شاداب ! سعادت دنیا و اخرت را برای خود و فرزندا و جامعه خود فراهم آورند انشالله  

 

چی میشه که مرد میزنه زنشو ... میشکنه قلب پاره تنشو  !!
چی میشه که پنجشو مشت میکنه ... به حرفای نامزدی پشت میکنه !!
حرفای اون دوره چی بود یادته ؟!! که حالا گم شده تو فریادته ؟!!
یادت میاد گفتی ز عشق و احساس ؟!! هر روز برام گل میاری گل یاس ؟!!
گفتی گل یاس مظهر عاطفه است ... نماد روی حضرت فاطمه .س. است !!
گفتی می خوام همیشه با یاس باشم ... دلم میخواد که غرق احساس باشم !!
چی شد که پس دور شدی از گل یاس ؟!! چرا برات معنی نداره احساس  ؟!!
چی شد که احساس تو کمرنگ شده ؟!! کار تو با من شب و روز جنگ شده  ؟!!
ماجرای گل یاسو میدونی !!! بعد رو زمین هی منو میکشونی  ؟!!!!
خبر داری از یاس گشته نیلی !!! بعد میزنی تو صورتم با سیلی ؟!!!!
تو مهربون بودی و صادق بودی ... به معنای واقعی عاشق بودی !!
مهر و علاقه تو چشات موج میزد ... محبتت هر لحظه بر اوج میزد !!
تبسمت گرمای خون من بود ... میدونی عشقت توی خون من بود !!!
تا صدای زنگتو میشنیدم ... به شوق دیدار تو میدویدم !!
تو اینچنین بودی و محبوب من ... چراغ خونه شوهر خوب من !!
اما چی شد عوض شد احوال تو ؟!! بزار خودم بگم ز اشکال تو !!!
اشکال تو شروع شد از اوایل !!! که دوست شدی با آدمای جاهل !!!
دوست شدی با اونا که بی درد بودن !!! مدعی بودن که همه مرد بودن  !!!
هی به تو گفتن : چرا زن ذلیلی ؟!! مجنون بازی بسه برای لیلی !!!
مرد که نباید تو خونه کار کنه  !!! ظرف بشوره گاهی غذا بار کنه !!!
مرد که نباید انقدر " شل " باشه !!! برای رفتن به خونه " هل " باشه !!!
مرد که نباید برا تفریحاتش ... پیش خانم بره برای خواهش !!
مرد که نباید خودشو ببازه ... هی بره از زن بگیره اجازه !!
بزن برو از خونه بی خیال باش !!! بی خیال زندگی و عیال باش !!!!
اگر خانمت به تو اعتراض کرد .... بهش بگو که : یکیه حرف مرد !!!!
من میدونم اینارو اونا گفتن : کم نیاری ! توی دهنش بزن  !!!!!!
تو هم زدی !! خوب درستو آموختی !!! اما بدون که دینتو فروختی  !!!!!
کجای دین گفته زنی که پاکه .... دو تا سیلی گاهی براش خوراکه !!!!!!!!!
این کارا ظلمه گناهی بزرگه !!! تو انسانی ! این کارا کار گرگه !!!!!
تو رو خدا ! خدا رو ناظر ببین !!! تو رو خدا ! خدا رو حاضر ببین !!!
بیا و دوستای بد و رها کن .... خونمونو دوباره با صفا کن !!
دینو بیا با روش پیمبر .ص. .... اجرا کنیم تو زندگی مکرر !!
این حدیث از آن نور جانانه است : زن چو گل است و مثل ریحانه است !! ( المراه ریحانه ولا قهرمانه و.... زن همانند گل است و از او انتظار اعمال  مردانه نباید داشت !!
سه چیز را دوست دارم از این دنیا من ... همه بدونید :  نماز و عطر و زن !!
بیا و مثل پدر فاطمه .س. .... قلبمونو پر کنیم از عاطفه !!
اسوه اخلاق حسنه او هست .... سر مشق ما کی بهتر از نبی .ص. است !!
او که خوش اخلاق بود و غرق احساس ... میریخت به پای همسرش گل یاس !!
خوش به حال خدیجه .س. که یاسی بود .... او هم برا شوهرش احساس بود !!
بیا خدا رو دوباره یاد کنیم ... زندگی رو دوباره آباد کنیم !!
به سنت نبی اکرم .ص. باشیم ... کنار هم همیشه با هم باشیم !!
( شاهد ) نکن ستم که بد میبینی !!! هر چی بکاری میوه شو میچینی  !!!  
  

جمعه نهم مهر 1389
@@ عروسک @@ !!! ...  
سلام

در ادامه مطالب قبلی در رابطه با مسائل اجتماعی و تربیتی و خانوادگی و...  مطلب دیگری بنام (عروسک) ! تقدیم حضور مخاطبین محترم خصوصا"  آنها که دارای دختر چند ساله و کودک ! هستد می نمایم و البته خانمهای مجرد هم ! حتما" به نکات ظریف این مطلب که در قالب شعر سروده شده توجه مضاعف داشته باشند که نشانه انسان متعادل و منطقی ! ( دور اندیشی و آینده نگری میباشد ) !!


دختر دارم خوشگلتر از عروسک ... وای که چه ماه شدی تو با این عینک !!
مامان فداش بشه عروسه عروس ... زود بده به مامانی حالا یه بوس !
این تاپ که الان تنته قشنگه ؟!! این دامن مینی خوش آب و رنگه ؟!!
قربونه اون قد و بالاش برم من ... قربونه دامن کوتاش برم من !!!
چه موهایی این سشوار پوش داده ... چه برقی گوشواره به این گوش داده !!
چه لاک سرخی مثل برگ غنچه ... حالا بیا با هم بریم تو کوچه !!
بریم کوچه یه کم با هم بگردیم ... تا ببینند همه عروس آوردیم !!
عروس داریم عروس ریزه میزه ... میخوام با هم بریم به شانزه لیزه !!!
بزار همه نگات کنند حض کنند ... چند لحظه ای تو رو ز من قرض کنند !!
تا ببوسند نازت کنند پیشم وای ... خوشم میاد بهت بگن : " نی نای نای "  !!
هر چی باشه تو ملوسک منی ... هر چی باشه تو عروسک منی !!!
شیش هفت سالی رفت و بزرگ شد بچه ... میخواد با دوستاش بره توی کوچه !!
اما با چه وضعی و آرایشی ... هر چی مامانش میکنه خواهشی !!
که دخترم نریز بیرون موهاتو ... نپوش عزیزم کوتاهه این مانتو !!
وای خدا مرگم بده " رژ "  برا چی ؟!! چرا شدی مثل بوم " داوینچی ؟!!
چه ادکلنی بسه مردم از بوش ... اون کفشای جادوگری رو نپوش !!
با لاک دست و پات منو " دق نده ... اونو نشون به هر چی "سرتق نده !!
اینطور نرو با فیس و با افاده ... گوش بده دختر " گرگ"   بیرون زیاده !!!
خودت رو با رنگ و لعاب و با ناز ... نکن اسیر چشم هر هوس باز !!!
کجا می ری من مگه با تو نیستم ؟!! " خیره سری " من مگه با تو نیستم ؟!!
در  رو به روی من چرا میبندی ؟!! بری که دیگه اینجا برنگردی !!!!
کاش بمیرم پاتو بیرون گذاشتی !!! که آبرویی برا من نذاشتی !!!
که راحت از دست تو آخر بشم !!! الهی که دیگه بی دختر بشم !!!

نفرین نکن به دختر ای خانم !!! نزن تو صورت و سرت ای خانم !!!
خودت میخواستی ملوسک مگه نه ؟!! خودت میخواستی عروسک مگه نه ؟!!
خودت تو این مسیر اونو کشوندی ... به این کارا تو اونو عادت دادی !!!
" خود کرده را تدبیر نیست یعنی این " !!! یعنی " نتیجه کاراتو ببین " !!!
شعر: " درخت و میوه " رو یادته ؟!! این بیت و آیا تو بگو یادته :
" هی داد نزن این بچه مثل دیوه " !!! " پای درخت خود میافته میوه " !!
غفلت از این فرمول که پر محتواست ... نتیجه اش بدبختی بچه هاست !!!
علت و معلولو اگه نشناسیم ... معلوم میشه که خیلی بی حواسیم !!!
بخون ز (شاهد ) اشعار بندگی !!! ( درخت و میوه , کتاب زندگی ) !!! ( اشاره به اشعار ماقبل ) !!


 

یکشنبه سی و یکم مرداد 1389
(( درخت و میوه )) !!! ...  
سلام

در ادامه مباحث و تحلیل مسائل تربیتی و خانوادگی و...  مختصرا" عرض میکنم که این پست به نام :  درخت و میوه ! به نکات مهم و معمولا" مخفی و مغفول مانده از دیده و دل بزرگترها نسبت به تربیت فرزندان مربوط میشه و شاید دلیلی بر اختلافات مابین  والدین ! و متاسفانه ! تعداد قابل توجههی از جوانان و نسل امروز !!

 

عقد و عروسي آخرش پاتختي ... بسر اومد با شادي يا با سختي !!
بعد از مراسم عروس دامادي ... از فردا پاگشا ميشن با شادي
پذيرايي ميشن تو هر مهموني... با غذاي خارجي يا ايروني
رفت و آمد از اينجا ميشه آغاز ... پا به خونه هم ديگه ميشه باز
يكي دوسال كه ميره چون برق و باد ...كوچولوي خونه بدنيا مياد !!
اين كوچولو كه چون شكوفه نازه  ... سلول به سلولش پر از نيازه !!
مادر كه شيرش ميده با نوازش  ... اين مقطع بر طرف ميشه نيازش !!
هر مقطع سني كه مي شه آغاز ... فرزند انسان داره يك جور نياز !!
تموم میشه دوره شیر خوارگی ... کودکی و سه الی چارسالگی !
کودک چار ساله که شیر نمیخواد ... هی تو بغل این و اون نمیاد !
این که حالا بهش میگن "نوباوه" ... با هر چیزی ور میره چون کنجکاوه !
هر کودکی در این دوره زمونه ... سوال میکنه چون میخواد بدونه !
پاسخ باید بدن به این نیازش ... " نه عصبی ! با بوسه و نوازش !
دوره نوجوونی هم که این یاس ... نیاز داره به عاطفه  و احساس !
نیاز هر مقطعی مثل هم نیست ... بدون که این نکته کوچیک و کم نیست !!!!
اما پدر مادری که جوونن ... اکثرشون غافل از این میمونن !
نیاز هر سنو نمیدونن چیست ... نمیدونن نیاز روح و تن چیست !!!!
هر چیز و تو خورد و خوراک میبینند ... تو کفش و کیف یا که پوشاک  میبینند !!!
به جسم بچه های خود میرسند ... از غذای روحی ولی غافلند !!!
برا همین زندگی مادی میشه ... دم به ساعت مهمونی عادی میشه !!
تو مهمونی هم که میگن بچه ها ... برن بیرون از میون جمع ما !!
تا بنوشن بزرگترا شربتی ... گل بگن و گل بشنون ساعتی !
از اونطرف بچه ها بی رهنما ... تو حیاط و اتاقا هستند رها !!
بین  بدا  بچه خوبه حل میشه ... تو تنبلا زرنگه تنبل میشه !!
روزا همینجور پشت هم سر میشه ... کودک بزگ و هی بزرگتر میشه !
غریبه با خونه و خونواده ... دل دیگه به دوست و رفیقا داده !!
چارده یا پونزده ساله که  همینجور ... روح و روانش از اونا شده دور !!!!
شخصیتش پیچیده و درونی ... با رفیقاش حرف میزنه پنهونی !!
روز و شبش دیگه رفیقا شدن ... خونوادش دیگه همینها شدن !!
یه شب میاد خونه یه شب نمیاد ... وقتی میاد با جیغ و داد و فریاد !!
نداره بهر یک سوال تحمل ... بهش نمیشه گفت نازکتر از گل !!
با پدرش بگو مگو میکنه .. چه حرفا که نثار او میکنه !!
داد میزنه : آره ! آره ! منم خل ... مادر گریونو ز راه  میده هل !!
این خونه دیگه خونه آشوبه ... میره و درب و پشت سر میکوبه !!
نیازشو خونواده نکرده درک ... اون حالا این خونه رو میکنه ترک !!
قهر میکنه از پدر و از مادر ... به نزد دایه های مهربونتر !!
میره جایی که انو " اشباع " کنند ... که روح آزردشو " اقناع " کنند !!
میره جایی بهش توجه کنند .. نه اینکه تا دیدنش " اوه اوه " کنند !!
میره جایی که احترامش کنند ... یه جایی که " گوش به کلامش " کنند !!
میره جایی شاید پیش همدمی ... " احساس شخصیت " کنه یکدمی !!
میره جایی پیدا کنه یاسشو ... درک بکنه یکنفر احساسشو !!
دنبال " رود عاطفه " با شتاب ... میره ولی در واقع سوی سراب !!
میره به دنبال مسیر دلخواه ... در میاد از چاله میره توی چاه !!
در آرزوی جاده رهایی ... رفت سوی رو سیاهی و تباهی !!
آخر قصه عده ای مثل " من " ... " کاسه کوزه رو یه سرش میشکنن " !!
کمبود نون داشتی یا کمبود آب ؟؟! کم دادنت پیتزا و چلوکباب ؟؟!
کم گردش و مهمونی بردن تو رو ؟؟! کم جنگل و دریا آوردن تو رو ؟؟!
دوباره خورد اون قلب سوخته خراش !!! " از حرف کاسه های داغتر از آش " !!
قصه تموم شد نتیجه چی میشه ؟؟! این غم و قصه کجا داره ریشه ؟؟!
 "علت و معلولو اگه نشناسیم " ... " معلوم میشه که خیلی بی حواسیم "!!
باغبونا وقتی که نهال میکارن ... " تو کارشون یه فوت و فنی دارن " !!
هر نهال کوجولو وقتی برگ داد ... برای اینکه نشکنه اونو باد !
با نخ اونو به یک چوبی می بندن ... وقتی بزگ میشد چوب و میکندن !!
تا ببوسه نسیم شکوفه هایش .. گاهی خم و راست بشه شاخه هایش !!
می کنه از این " نهال نوجوان " ... " از دور " دگر مراقبت باغبان !!
اما اگر آفت یا طوفان بیاد ... زود باغبان پیش نهالش میاد !!
" قصه بچه داری هم همینه " !!! مثل " نهال و اون چوب و زمینه " !!
معکوسه اما کار ما آدما !!! بچه رو تو بچگی کردیم رها !!
هر آفتی بوده بهش نشسته !!! رشته های عاطفه رو  گسسته !!
همقدم و همزبونش نبودیم !!! " مهمون بودیم و مهمونش نبودیم " !!!
اما حالا نونهالیشو دیدیم ... بعد از "چهارده سال"  بهش چسبیدیم !!!
اینجا میشه که اختلاف "حاد" میشه !!! خونه محل داد و فریاد میشه !!!
 هی داد نزن : " این بچه مثل دیوه " !!! " پای درخت خود میافته میوه " !!
نیاز هر سنو اگر میدیدی ... به اون نیازها اگه میرسیدی !!
غذای روحیشو اگر میدادی ... البته " به اندازه نه زیادی " !!!
حق با شماست و بچه " کم آورده " !!! یا میشه گفت " گول محیطو خورده " !!
در : " کتاب زندگی " گفتم بخون !! " فرموله : " ژن ضربدر محیط" بدون  !!!
" علت و معلولو اگه نشاسیم " !!!  " معلوم میشه که خیلی بی حواسیم " !!!
"علت یا محیطه یا خونواده " !!! "این دوتا پاک باشه جهان آباده " !!!
( شاهدا ) زندگی "هدفمندخوبه !!! " شناختن نیاز فرزند " خوبه !!! 

 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس